گزنفون ( مترجم : وحيد مازندرانى )

20

لشكر كشى كوروش يا بازگشت ده هزار نفر ( فارسى )

برحذر داشته بود باز از ديدن اين عده امتناع ورزيد . در آن حين و حال كه دورهء مأموريت بحرى لوساندر به پايان رسيده بود وى دشوارىهاى بسيار براى جانشين خود كاليكراتيد « 1 » باقى گذاشت كه از جمله پس فرستادن وجوه امدادى ايران بوده كه به مصرف نرسيده بود . ازاين‌رو دريادار جديد ناچار شد شخصا روانهء سارديس شود . اما كوروش با معاذيرى او را از كار بر كنار كرد . بدين ترتيب او با دلخورى بسيار به افسوس رفت . گفته‌اند كه كوروش بعدا جيرهء افراد را با هدايائى نزد او فرستاد ولى او جيره را دريافت و هدايا را مسترد كرد . آن‌گاه كوروش از حكومت اسپارت خواستار شد كه لوساندر را مجددا مقام فرماندهى دهد و چون اين پيشنهاد بر خلاف قواعد دريادارى بود لوساندر ، معاون امير البحر آراگوس تعيين گرديد اما آراگوس فقط ظاهرا عنوان فرماندهى كل را داشته چون تمام اختيارات در دست خود لوساندر بوده است . هنوز چندى از اين جريان نگذشته بود كه كوروش بواسطهء وصول خبر احتضار پدرش به دربار ايران رفت . بنابر شرحى كه در كتاب هلنيكا « 2 » مندرج است آن احضار بهانه‌اى بيش نبوده است و دليل واقعى آن عمليات خودسرانه‌اى بود كه داريوش حمل بر بىاعتنائى و توهين نموده بود . قبل از آنكه كوروش سفر خود را آغاز كند لوساندر دوست او بار ديگر به خدمت آمد و مبلغ هنگفتى دريافت كرد . پلوتارك مىنويسد كوروش لوساندر را معاون خود قرار داده و

--> ( 1 ) - Callicratides ( 2 ) - Helenika نوشتهء گزنفون